انضباط، به معنای نظم و ترتیب در کارها میباشد و بیانگر مقررات و موازین خاصی است که افراد را وادار به انجام رفتار مطلوب و مناسب میکند. ناتوانی در برقراری انضباط در محیطهای مختلف ازجمله خانواده، محل کار و... پیامدهایی همچون اتلاف وقت، جو عاطفی نامناسب، فقدان تبادل فکری، سردرگمی و عدم پیشرفت را بهدنبال دارد. پدر و مادر، نقشی مهم و اساسی در برقراری انضباط و درپی آن، ایجاد فضای روانی در خانواده دارند. لازم به ذکر است که هدف تربیت و نیز انضباط در خانواده، کلیشهایکردن رفتار و ماشینیکردن فرزندان نیست و این شیوه با اهداف نظم و تربیت، منافات دارد. بنابراین، ضرورت دارد پدر و مادر با آگاهی از عوارض روشهای مستبدانه و آزادگذارنده، درخصوص اتخاذ روش مناسب و منطقی در تربیت فرزندان اقدام کنند. باید توجه داشت که ناکامیها، تعارضها، اضطرابها و بعضی از خصوصیات جسمی، روانی و شخصیتی افراد خانواده، سبب ایجاد کشمکشهای گوناگون شده و نظم و سلامت محیط خانواده را مختل میکند.
بهطور حتم، درک صحیح احساسات افراد خانواده، گامی مثبت درجهت پیشگیری از بروز اختلالها و حل مشکلهای آنان خواهد بود. وقتی پدر و مادر، فرزند را درک کنند و بدون انگیزهی عیبجویی، با دیدهی تفاهم با او رفتار و در برخورد با مسائل، دوستانه عمل کنند، او با احساس اعتمادبهنفس، باور خواهد کرد که آنان، او را میفهمند، میپذیرند و درنتیجه، استرس و اضطراب او پایین آمده و روحیهی پذیرفتن در او بیشتر شده و بهتدریج، احساسهای منفی به احساسهای مثبت تبدیل میشود.
لازم به ذکر است که هر فرد اعم از کودک و بزرگسال، علاوهبر نیازهای جسمی، یکسری نیازهای روانی دارد که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است ازجمله نیاز به محبت، امنیت، مقبولیت و پذیرش، احساس عدالت در محیط زندگی، تأیید و تشویق، جلب توجه، موفقیت، کسب هویت، استقلال، احترام، کمالطلبی، لذت، احساس تعلق و... بنابراین محترمشمردن فرد، احترام به حقوق او و پذیرش او همانگونه که هست، از مهمترین اصول رابطهی انسانی است. با دقت گوشدادن به صحبتهای فرزندان، توجه به نیازها و دیدن نقاط قوت، تأیید رفتارهای مطلوب، عدم سرزنش مکرر و بیمورد و کمک و همراهی برای رفع مشکلها و نارساییهای آنان، بیانگر رعایت حقوقشان است.
با برخورد مناسب و منطقی است که فرزند، برداشتی مثبت از خود خواهد داشت. در اینصورت، زمینه برای احترام و اعتمادبهنفس در او فراهم شده و قدرت سازگاریِ بیشتر و مناسبتری را درپی خواهد داشت و در غیر اینصورت، اختلال رفتاری بروز کرده و زمینه برای پذیرش انواع آسیبها، مساعد خواهد شد.
شایان ذکر است که ما با داشتن جامعهای جوان، امروز در دوران پرشتابی زندگی میکنیم. تغییرهای فزایندهی فرهنگی و تأثیر عاملهای مختلفی مانند پیشرفت تکنولوژی بهخصوص جهش تکنولوژی ارتباطات، بهداشت روان و سلامت خانواده و جامعه را در معرض تهدید قرارداده است.
عدم برخورداری از مهارتهای اجتماعی مناسب در اثر تربیت خانوادگی نادرست، سبب میشود فرد، مورد توجه همسالان خود قرارنگیرد و او را طرد کنند. چنین افرادی ممکن است دچار افت تحصیلی شوند، احساس تعهد و مسؤولیت در آنان ضعیف شود و رفتارهای اجتماعی مناسبی را از خود بروز ندهند. بنابراین، عزتنفسشان پایین میآید و بسیاری از آسیبهای اجتماعی که آنان را احاطه کردهاند، میتوانند اثرهای نامطلوبی را در آنان ظاهر سازند و ممکن است شاهد رفتارهای ناسازگارانه ازجمله انزوا، گوشهگیری و پرخاشگری و احساسهای عدم موفقیت، بیرغبتی و نیز احساس منفی نسبت به خود در برخی از آنان باشیم.
پرواضح است که تأثیر فرهنگ، دین، جامعه، اقتصاد، مراکز آموزشی و دیگر عاملهای تربیتی بهعنوان عاملهای مهم در ساخت شخصیت را باید درنظر گرفت ولی از طرفی، خانواده بهعنوان اولین و مهمترین محیط اجتماعی با کاربرد شیوههای تربیتی خاص، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
اجرای روشهای تربیتی پدر و مادر که در افراد مختلف بهصورتهای متفاوت و گاه متناقض اعمال میشود، مسؤولیتی است که گاه بدون هیچگونه مطالعه و آموزش مرتبط، پذیرفته شده و بهعنوان یکهنجار اجتماعی تلقی شده و اعمال میشود و این، درحالیست که برخی از پدران و مادران، خود آمادگی مواجهه با فشارها و استرسهای روزمرهی زندگی را نداشته و مهارتهای فن برقراری ارتباط را که اولین نیاز برای تربیت است، نیاموختهاند.
بهطور حتم، گسترش مراکز ارائهی خدمات فنی و کاربردی در زمینهی افزایش آگاهی پدران و مادران و توسعهی فرهنگ استفاده از این امکانات و نیز آموزش مهارتهای زندگی به خانوادهی کودکان و نوجوانان، همراه با تقویت دیگر عاملهای مؤثر در رشد و تربیت، میتواند سلامت خانواده و بالندگی آحاد جامعه را بههمراه داشته باشد.
چکیده
کار و تلاش رمز اصلی بقا و سرزندگی همه جوامع انسانی است.مردمی که با تکیه بر توانمندی و ذخایر خداداد ملی خویش، بر ضعف و فقر غلبه کردهاند، مایه خرسندی درونی و اقتدار ملی خویش را فراهم ساختهاند.اگرچه نمیتوان گفت که امروز روحیه راحتطلبی بر عموم جوانان ما حاکم است، اما میتوان گفت که بسیاری از نسل جوان از انجام کارهایی که مستلزم تلاش و سختکوشی است، کراهت داشته و طالب رفاه و راحتی با کمترین زحمت هستند.سودآوری برخی از مشاغل غیرتولیدی و دلال مآبانه نیز این روحیه را تقویت کرده است.
با نگاهی به سیره امامان شیعه علیهم السلام درمییابیم که سختکوشی، تلاش و پرداختن به فعالیتهای تولیدی از برجستهترین ویژگیهای این بزرگواران است. آنان با این روش خویش، درس بزرگی و عزت نفس به شیعیانشان آموختند.این مقاله نگاهی کوتاه به جنبه کار و تلاش در زندگی امیرالمؤمنین، علی علیه السلام، دارد.
آثار سازنده کار بر روان آدمی
رهاورد روحیه کار و تلاش در یک جامعه، اقتصاد سالم آن جامعه است و بالعکس روحیه راحتطلبی و سستی، بیماری اقتصاد آن جامعه را سبب خواهد شد.کار، سازنده انسان و بنا به اعتقاد استاد شهید مطهریرحمه الله، از عوامل تربیتکننده اوست. (1) ارتباط انسان و کار، ارتباطی متقابل است; ضمن اینکه انسان آفریننده کار و فعالیتخود است، نوع کار انسان نیز سهم فراوانی در تکوین شخصیت وی دارد.وقتی ابعاد گوناگون شخصیتی همچون امیرالمؤمنین علیه السلام را مورد مداقه قرار میدهیم، ملاحظه میکنیم که ایشان در عین حال که زاهدترین فرد زمان خود است، فعالترین آنها نیز هست.ایشان در عین آنکه بیشترین عبادتها را در پیشگاه خدای خود دارد، ثمربخشترین اوقات را نیز دارد و به قول شهید مطهری، شخصیت علی شخصیتی است که جامعالاضداد است. «وقتی شب میشود و خلوت شب فرا میرسد، هیچ عارفی به پای او نمیرسد، آن روح عبادت که جذب شدن و کشیده شدن به سوی حق و پرواز به سوی خداستبه شدت در او رخ میدهد...روز که میشود، گویی این آدم آن آدم نیست; با اصحابش که مینشیند، چنان چهرهاش باز و خندان است که از جمله اوصافش این بود که همیشه قیافهاش باز و شکفته باشد.» (2)
مطمئنا شرایط فرهنگی و اجتماعی از جمله عوامل مؤثر بر گرایش مردم یک جامعه به سختکوشی و تلاش یا تنبلی و سستی است و باید این واقعیت را بپذیریم که بنا به دلایل گوناگون، امروزه غالب جوانان ما از زحمت و سختکوشی گریخته و راحتطلب و آسانخواه شدهاند.آیا ماشینیزم آنها را چنین بار آورده است؟ آیا رفتار والدین که خود سختی زمانه را کشیده و علاقهمند نبودهاند فرزندانشان نیز طعم سختی را بچشند و با تلاش خویش همه شرایط رفاه را برای فرزندانشان فراهم ساختند آنها را چنین ساخته است؟ و یا مشاهده ثروتهای بادآورده، که نزد برخی آدمهای زرنگ بدون کمترین زحمتی جمع شده، این روحیه را به آنها تلقین کرده است؟ علت هر چه هست، وجود روحیه راحتطلبی را در بیشتر جوانان نمیتوان منکر شد، همچنین آفتبودن آن را.بیشک وجود روح راحتطلبی در یک جامعه آفت است; آفتی که باید علل و راههای مقابله با آن را شناخت.
پیش از آنکه به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام در زمینه کار و تلاش اشاره شود، ابتدا نکاتی درباره نقش سازنده کار و تاثیر آن بر روان آدمی ذکر میگردد:
در اسلام، انسانی که صاحب حرفه است و از دسترنجخود، مخارج خانوادهاش را تامین میکند، جایگاه رفیعی دارد; چه جایگاهی بالاتر از محبوبیت نزد پروردگار: «ان الله یحب المحترف الامین» (3) و بالعکس آنکه توان کارکردن دارد و مخارج خود را بر دیگری تحمیل میکند ملعون خوانده شده است: «ملعون من القی کله علیالناس.» (4)
انسان با اشتغال به یک حرفه، خود را در معرض آزمون قرار میدهد; آزمونی که استعدادها و توانمندیهای وی را باز میشناساند.قطعا انسان تا به میدان عمل و کار پا نگذارد، حتی خودش هم نمیتواند استعدادهای خود را شناسایی کند.
بیکاری موجب آزادی یکی از نیروهای انسان به نام «قوه تخیل» میگردد.امام علی علیه السلام میفرماید: اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول میکند. (5) یکی از زمینههای ارتکاب گناه در انسان بیکاری است.همچنین چون جسم و روح انسان دایم از طبیعت نیرو میگیرند، باید این نیرو را مصرف نمایند. کار بهترین راه مصرف صحیح این نیروست.امروزه هیچکس منکر ارتباط بیکاری جوانان با گرایش آنها به منکرات نیست.
در اخلاق اسلامی، رقتقلب یک فضیلت و قساوت قلب یک رذیلت است.بیکاری موجب قساوت قلب انسان میشود.در حین انجام کار است که انسان میتواند طعم شیرین موفقیت را بچشد.موفقیت عامل بزرگ امیدبخش و پیش برنده، تنها هنگامی نصیب انسان میشود که خود را در معرض انجام مسؤولیتی قرار دهد.شادی عمیق، که همان احساس رضایتمندی درونی است، وقتی نصیب انسان میشود که در انجام کار خود توفیق یابد.وقتی انسان عهدهدار انجام کاری نباشد، چگونه موفقیت و در پی آن، شادی برایش حاصل خواهد شد؟
علی علیه السلام و کار
به راستی، حد تعادل بهرهمندی از دنیا و توجه به آخرت چیست؟ چگونه میتوان به توصیه آیه شریفه «وابتغ فیما آتیکالله الدارآلآخرة ولا تنس نصیبک من الدنیا» (قصص: 77) نایل شد و بین دنیا و آخرت را جمع نمود؟ سیره علی علیه السلام به گویاترین شکل این معنا را بیان میکند.امام علیه السلام در کلامی رهگشا به همه کسانی که دغدغه بهرهمندی مناسب، در عین اصالت دادن به آخرت را دارند، راه مینمایند: «للمؤمن ثلاث ساعات: فساعة یناجی فیها ربه و ساعة یرم معاشه و ساعة یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل.و لیس للعاقل ان یکون شاخصا الا فی ثلاث: مرمة لمعاش او خطوة فی معاد او لذة فی غیر محرم» ; (6) مؤمن باید شبانهروز خود را سه قسم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگارش و زمانی برای تامین هزینه زندگیاش و زمانی برای داشتن لذتهای مطبوع، حلال و زیبا.خردمند را نشاید جز آنکه در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تامین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت یا به دست آوردن لذتهای حلال.
از آنجا که برای وصول به جایگاهی امن و مطمئن در آخرت، انسان چارهای جز عبور همراه با سلامت و تعادل از دنیا ندارد، توجه به برخورد پیشوایان معصوم علیهم السلام با دنیا و نحوه معیشت آنها لازم مینماید.در میان سخنان و کارهایی که علی علیه السلام به آن اشتغال داشتند، کشاورزی جایگاه خاصی دارد.بررسی زندگی امام نشان میدهد که حضرت در دوران 25 ساله فاصله از امور حکومتی، بیشتر وقتشان به باغداری و کشاورزی و کارهایی مربوط به آن نظیر حفر چاه و قنات میگذشت. امام علیه السلام ضمن آنکه خود یک کشاورز پرتلاش موفق بودند، احترام خاصی برای کشاورزان و زمین قایل بودند، که برخی روایات مربوط به آن در ذیل ذکر میشود:
«ان معایش الخلق خمسة: الامارة و العمارة و التجارة و الاجارة و الصدقات....و اما وجه العمارة فقوله تعالی: "هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها" فاعلمنا - سبحانه - انه قد امرهم بالعمارة لیکون ذلک سببا لمعایشهم بما یخرج منالارض من الحب و الثمرات و ما شاکل ذلک مما جعلهالله معایش للخلق» ; (7) راههایی که مردم به کسب درآمد میپردازند پنج تاست: امور دولتی، آبادانی و کشاورزی، تجارت، اجاره و صدقات...اما کشاورزی، خداوند متعال فرموده: اوست که شما را پدید آورد و به عمران و آبادی دعوت کرد.خدای متعال بدانرو انسانها را به عمران و آبادانی زمین دعوت کرده تا از بهترین راه - که کشاورزی است - و محصولات آن از قبیل غلات و حبوبات و میوهها تامین معاش نمایند.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که «کان امیرالمؤمنین یکتب و یوصی بفلاحین خیرا» ; (8) امیرالمؤمنین علیه السلام همیشه به عمال و کارمندانشان سفارش کشاورزان را مینمودند.درباره ارزش زمین امام علیه السلام میفرمایند: «فانکم مسؤولون حتی عنالبقاع و البهائم; (9) شما، حتی در مورد زمینها و چهارپایان، مسؤولید.»
سخن دیگری از امام صادق علیه السلام گویای همتبلند و سختکوشی جد بزرگوارشان، علی علیه السلام است: «پیامبراکرم صلی الله علیه وآله زمینی را از انفال به علی علیه السلام دادند و حضرت در آن زمین قناتی حفر نمودند که آب آن مانند گلوی شتر فواره میزد.امام علیه السلام آن آب را «ینبوع» نامیدند.آن آب آنقدر زیاد بود که موجب خوشحالی مردم آن ناحیه شد و هنگامی که یکی از آن مردم به امام علیه السلام تبریک گفت، فرمودند: این آب وقف حجاج و کسانی است که از آنجا عبور میکنند; کسی نمیتواند آن را بفروشد و به فرزندانم نیز به ارث نمیرسد.» (10)
در زمان عمر، وقتی وی از داوری بین دو زن درمانده شد، در جستوجوی امام علیه السلام برآمد تا در قضاوت یاریش نمایند.امام علیه السلام را در باغی یافت، در حالیکه مشغول کار بودند.وقتی با امام روبهرو شد، امام علیه السلام مشغول خواندن این آیه بودند: «ایحسب الانسان ان یترک سدی» (القیامه: 36) ; آیا انسان میپندارد به حال خود رها میشود. (11)
اراده و همت امام چنان قوی بود که اگر اراده مینمود از تودهای هسته خرما، نخلستانی انبوه فراهم میساخت.روزی یکی از یاران حضرت با مشاهده انبوه هستههای خرما نزد ایشان پرسید: اینها را برای چه میخواهید؟ امام فرمودند: به اذن خدا، اینها تبدیل به درختخرما خواهد شد و چنین شد: امام علیه السلام نخلستانی پدید آوردند با انبوهی از درختان. (12)
فعالیت و تلاش امام علیه السلام چنان بود که میتوانستند درآمد فراوانی عاید خود نمایند.زمانی که طلحه و زبیر برای کاستن از مقام حضرت در میان مردم گفتند که حضرت مالی ندارد، امام علیه السلام به عاملان خود فرمودند: آنچه از محصول زمینهای کشاورزی برداشتشده استبه فروش برسانند.وقتی با فروش میوهها و غلات صدهزار درهم فراهم شد، امام دستور احضار طلحه و زبیر را دادند و خطاب به آنها فرمودند: این پول، سرمایهای است که با دسترنجخود جمع کردهام (نه مانند سرمایه شما که حقتان نیست و به بیتالمال تعلق دارد.) (13)
روح احیا و تولید در سیره امام علیه السلام و خانواده ایشان کاملا نمایان است.از ابنعباس نقل شده است: در زمان جنگ جمل، هنگامی که در منطقه «ذیقار» برای جمعآوری نیرو اردو زده بودیم، یک روز به خیمه امام رفتم، دیدم که حضرت مشغول دوختن کفش خویش است.سلام کردم، امام علیه السلام جواب دادند، پرسیدند: ابنعباس، این نعلین وصلهخورده چهقدر میارزد؟ گفتم: ارزشی ندارد.امام علیه السلام فرمودند: «حکومتبر شما نزد من از این نعلین بیارزشتر است، مگر آنکه حقی را برپا سازم یا باطلی را از میان بردارم.» (14) امام علیه السلام در چند مورد، با اشاره به لباس خویش فرمودهاند: «لباسی که بر تن من میبینید، توسط اهل خانهام تهیه شده است.» (15)
موارد مصرف درآمد توسط علی علیه السلام
اگرچه روحیه سختکوشی روحیهای مثبت است، اما اگر تلاش آدمی صرفا برای انباشت ثروت و بهرهمندی از انواع لذایذ مادی باشد، قابل ستایش نیست.در این صورت، این تلاش، فعلی طبیعی است که هیچ مدحی به آن تعلق نمیگیرد.کار انسان وقتی در خور ستایش است که در کنار نیازهای خود، به نیاز انسانهای محروم نیز توجه کند و در جهت رفع محرومیت از آنها قدمی بردارد.از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «حضرت علی علیه السلام با بیل زدن زمین را آباد ساخت و با درآمد خود هزار برده آزاد نمود.» (16)
درآمد محصول زراعی امام علیه السلام را چهل هزار دینار ذکر کردهاند که حضرت آن را به نیازمندان میبخشید. (17) سخاوت و بخشندگی امام چنان بود که حتی معاویه، دشمن ایشان، هم به آن اعتراف نمود.کودکان بیسرپرست، گروهی بودند که امام علیه السلام به تامین نیازهای مالی و روحی ایشان اهتمام خاصی داشتند.شخصی به نام ابوالطفیل نقل نمود: «علی را دیدم که یتیمان را فراخوانده بود و با عسل آنها را پذیرایی مینمود، به گونهای که بعضی از صحابه با دیدن این منظره گفتند: ای کاش ما هم یتیم بودیم.» (18)
امام باغها و نخلستانهایی را که ایجاد کرده بودند، وقف استفاده نیازمندان نمودند.این باغها متعدد و در مناطق متنوعی بودند، همچون منطقه خیبر، ابینیزر، بغیبغه، ارباحاو... (19) همچنین چاههایی را که امام حفر و وقف نمودند، بیش از یکصد حلقه ذکر کردهاند.
بررسی سیره امام علیه السلام این نکته را بازگو میکند که توانمندی مالی نه تنها برای مسلمانان عیب نیست، که یک امتیاز هم هست; از آنرو که توان مالی همراه با تقوا ضمن بینیاز ساختن انسان از دیگران، میتواند گرهگشای مشکلات محرومان واقعی باشد.
در کلامی منظوم، علی علیه السلام، ابرمرد عرصه زهد و سازندگی، درباره کار و عزت نفس چنین سرودهاند:
لنقل الصخر من قلل الجبال احب الی من منن الرجال یقول الناس لی فی الکسب عار فان العار فی ذل السؤال; (20) برای من سنگکشی از قلههای کوه آسانتر است از اینکه منت دیگران به دوش بکشم.به من میگویند در کسب و کار ننگ است، ولی من میگویم: ننگ این است که انسان از دیگران درخواست کند.
در رباعی دیگری، امام علیه السلام میفرمایند:
کد کد العبد ان احببت ان تصبح حرا واقطع الآمال من بنی آدم طرا لاتقل ذا مکسب یزری فقصد الناس ازری انت ما استغنیت عن غیرک اعلی الناس قدرا; (21)
اگر میخواهی آزاد زندگی کنی، مثل برده زحمتبکش و آرزویت را از مال هرکس که باشد، قطع کن.نگو این کار مرا پست میکند; زیرا از مردم خواستن از هر چیز بیشتر ذلت میآورد.وقتی که از دیگران بینیاز باشی، از همه مردم بلند قدرتر هستی.
تلاش و کارسازنده امام علیه السلام زمینه بینیازی فرزندانشان را نیز فراهم ساخت.ایشان ضمن وصایایی که در مورد چگونگی استفاده از اموالشان به فرزندانشان دارند، بر حفظ اصل سرمایه و اموالشان تاکید خاص دارند; و این نکته قابل توجهی است:
«این دستوری است که بنده خدا، علیابنابیطالب، امیرمؤمنان، نسبتبه اموال شخصی خود که برای خشنودی خدا داده است، تا خداوند با آن به بهشتش درآورد و آسودهاش گرداند.
همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم، حسنبنعلی، است; آنگونه که رواست از آن مصرف نماید و از آن انفاق کند.اگر برای حسن حادثهای رخ داد و حسین زنده بود، سرپرستی آن را پس از برادرش، به عهده گیرد و کار او را تداوم بخشد.پسران فاطمهعلیها السلام از این اموال به همان مقدار سهم دارند که دیگر پسران علی خواهند داشت.من سرپرستی اموالم را به پسران فاطمهعلیها السلام واگذاردم تا خشنودی خدا و نزدیک شدن به رسولالله صلی الله علیه وآله و بزرگداشتحرمت او و احترام پیوند خویشاوندی پیامبر صلی الله علیه وآله را فراهم آورم.و با کسی که این اموال در دست اوست، شرط میکنم که اصل مال را حفظ نموده، تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند و هرگز نهالهای درختخرما را نفروشند تا همه این سرزمین یکپارچه در زیر درختان خرما به گونهای قرار گیرد که راه رفتن در آن دشوار باشد.» (22)
به راستی، امروز جوانان ما به کار و فعالیت چگونه مینگرند؟ مسلما بر مسؤولان جامعه ما لازم است که راههای تشویق هرچه بیشتر نسل جوان را به کار و عالیتشناخته، با جدیت آن را هموار سازند.فراموش نکنیم این گفته استاد شهید مطهریرحمه الله را:
«خوشا به حال اجتماعی که سیستم اجتماعیاش به شکلی باشد که راه درآمد منحصر باشد به فعالیت، و آثار فعالیت فرد هم مخصوص خودش باشد! بدا به حال اجتماعی که کار در آن اجتماع صرف نمیکند، اما بورسبازی و کارهای غیرتولیدی و کارهای انحرافی در آن صرف بکند و بالآخره، فعالیت مفید و سالم راه درآمد نباشد!» (23)
در آيين اسلام، درآمدهاي مشروع و كسب و كار و اموال حلال، جايگاه ويژه اي داشته و قرآن مجيد آن را مايه قوام و هستي شخص و جامعه و مايه زينت و آرامش در زندگي اين دنيا مي خواند؛ آنجا كه مي فرمايد: <ولاتوتواالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...> و در جاي ديگري مي فرمايد: <المال و البنون زينه الحياه الدنيا....> قرآن افراد متمكن را كه از طريق مشروع اموالي به دست آورده اند، افراد خوب معرفي مي كند و اساسا داشتن مال و تمكن مادي را نوعي امداد الهي به حساب آورده و عنايت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بيان مي كند.
رسول خدا (ص) مردانگي را در اين دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادي اش را بهبود ببخشد و امام صادق (ع) فرموده اند: <شايسته نيست كسي از تلاش مالي و مادي باز ايستد كه در سايه آن مي تواند آبرويش را حفظ كند و قرض هايش را بپردازد و به بستگانش كمك كند.>
با توجه به آيات و رواياتي كه در زمينه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، مي توان چنين بيان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد در كسب و تحصيل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادي ياري رساند. نظام اقتصادي اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند، استفاده عاقلانه از منابع طبيعي و امكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش، مورد تاكيد قرار داده است. الگوي مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با <اسراف> با پديده ناشايست <تجمل گرايي> نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است.
انسان نيازهايي دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها مي پردازد و براي رسيدن به مقصود خود، در سايه فكر و تدبير، روش هاي متعددي را به كار مي گيرد. از ديدگاه قرآن، انسان موجود نيازمندي است كه خداوند براي رفع نيازهايش زمين را براي او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختيار وي قرار داده تا مصرف كند. قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بيان مضرات آن و دعوت به اعتدال و ميانه روي در تمام امور زندگي، در حقيقت بهترين الگوي مصرف را براي زندگي سعادتمندانه به آدميان ارائه مي دهد.
قرآن در آيات متعددي به بحث اسراف پرداخته و جنبه هاي مختلف اين امر مذموم را بررسي كرده است. آياتي كه اعلام مي دارد خداوند اسراف و مسرفين را دوست ندارد، بيانگر اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلاقي و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد. امام صادق (ع) در اين باره فرمودند:<دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود، يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزي عنايت كند. خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم؟> امام عسگري (ع) نيز در نامه اي كه براي يكي از شيعيان فرستادند، او را به توانگري بشارت داده و توصيه فرمودند: <بر تو باد به ميانه روي و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.>
اهمیت کار:
درتاریخ نقل شده که پیامبر اکرم “ص” وائمه اطهار “ علیهم السلام ” برای امرار معاش زندگی خود به اموری مانند کشاورزی ،باغبانی، شبانی و… مشغول بوده اند واز اینکه به این کارها بپردازند هیچ ابائی نداشته اند. این مورد در مورد برخی از پیامبران الهی همچون حضرت نوح . حضرت عیسی و…. نیزصادق است.
هنگامی که قریشیان و یهودیان مدینه برای هجوم به مدینه همدست شده بودند،پیامبر به پیشنهاد سلمان فارسی دستور کندن خندقی را در اطراف شهر داد و خود نیز به کارپرداخت وخاک ها را در جای دیگر می ریخت. در زمان ساختن مسجد مدینه ، نیز خود خشت ها را حمل می کرد.
حضرت دراین باره می فرمود: هرگز کسی غذائی بهتر از دسترنج خود نخورد. در جای دیگری نیزفرمود :بیکاری سنگدلی می آورد.
کیفیت کار:
حضرت محمد”ص” در باره انجام کار به نحو شایسته و نیکو می فرمود:
هرگاه یکی از شما کاری انجام می دهد،آن را محکم و استوار انجام دهد.
درجای دیگری نیزفرمود:
بهترین مردمان کسی است که {هنگام انجام کاری}همه کوشش خود را بکار گیرد.
چند سفارش در مورد کارگران:
در مورد کارگران نیز پیامبر اکرم “ص” نکات ارزشمندی را همیشه سفارش میکردند. حضرت به کارگیری مزد بگیران{کارگران}را پیش از آگاه کردن آنان از دستمزد آنها ممنوع اعلام کرده بود.(همان چیزی که امروزه به عنوان قرارداد نام گرفته ) و از سوی دیگر،میفرمود: پیش از خشک شدن عرق آنها، دستمزدشان را بدهید.
حضرت هماره نسبت به پرداخت حقوق کارگران تاکید داشت و میفرمود: کسی که در دستمزد به مزد بگیری {کارگری}ستم کند،پروردگار کارهای نیک او را نابود میکند وبوی بهشت را براو حرام میسازد. بوی خوشی که از فاصله پانصد ساله به مشام میرسد.
با وجود چنین سخنان وبیانات گهرباری بود که آن پیر فرزانه ، حضرت امام خمینی “ره” فرمودند:
” در مکتبی که پیغمبرش دست کارگر را میبوسد نیازی به مکاتب شرق و غرب ندارد
