تبليغاتX
اخلاق معیشت

kaar

احمد مقداد نوید علی

kaar

http://kaar.blogfa.com

اخلاق معیشت

اخلاق معیشت

اخلاق معیشت

اخلاق معیشت

اخلاق معیشت
نقش تعلیم و تربیت در بهداشت روانی ‌جامعه

انضباط، به معنای نظم و ترتیب ‌در کارها می‌باشد و بیان‌گر مقررات و موازین خاصی است که افراد را وادار به انجام رفتار مطلوب و مناسب می‌کند. ناتوانی در برقراری انضباط در محیط‌های مختلف ازجمله خانواده، محل کار و... پیامدهایی هم‌چون اتلاف وقت، جو عاطفی نامناسب، فقدان تبا‌دل فکری، سردرگمی و عدم ‌پیشرفت را به‌دنبال دارد. پدر و مادر، نقشی مهم و اساسی در برقراری انضباط و درپی آن، ایجاد فضای روانی در خانواده دارند. لازم به ذکر است که هدف تربیت و نیز انضباط در خانواده، کلیشه‌ای‌کردن رفتار و ماشینی‌کردن فرزندان نیست و این شیوه با اهداف نظم و تربیت، منافات دارد. بنابراین، ضرورت دارد پدر و مادر با آگاهی از عوارض روش‌های مستبدانه و آزادگذ‌ارنده، در‌خصوص اتخاذ روش مناسب و منطقی در تربیت فرزندان اقدام کنند. باید توجه داشت که ناکامی‌ها، تعارض‌ها، اضطراب‌ها و بعضی از خصوصیات جسمی، روانی و شخصیتی افراد خانواده، سبب ایجاد کشمکش‌های گوناگون شده و نظم و سلامت محیط خانواده را مختل می‌کند.

به‌طور حتم، درک صحیح احساسات افراد خانواده، گامی مثبت درجهت پیش‌گیری از بروز اختلال‌ها و حل مشکل‌های آنان خواهد بود. وقتی پدر و مادر، فرزند را درک کنند و بدون انگیزه‌ی ‌عیب‌جویی، با دیده‌ی تفاهم با او رفتار و در برخورد با مسائل، دوستانه عمل کنند، او با احساس اعتمادبه‌نفس، باور خواهد کرد که آنان، او را می‌فهمند، می‌پذیرند و درنتیجه، استرس و اضطراب او پایین آمده و روحیه‌ی پذیرفتن در او بیش‌تر شده و به‌تدریج، احساس‌های منفی به احساس‌های مثبت تبدیل می‌شود.

لازم به ذکر است که هر فرد اعم از کودک و بزرگسال، علاوه‌بر نیازهای جسمی، یک‌سری نیازهای روانی دارد که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است‌ ازجمله نیاز به محبت، امنیت، مقبولیت و پذیرش، احساس عدالت در محیط زندگی، تأیید و تشویق، جلب توجه، موفقیت، کسب هویت، استقلال، احترام، کمال‌طلبی، لذت، احساس تعلق و... ‌بنابراین محترم‌شمردن فرد، احترام به حقوق او و پذیرش او همان‌گونه که هست، از مهم‌ترین اصول رابطه‌ی انسانی است. با دقت گوش‌دادن به صحبت‌های فرزندان، توجه به نیازها و دیدن نقاط قوت، تأیید رفتارهای مطلوب، عدم سرزنش مکرر و بی‌مورد و کمک و همراهی برای رفع مشکل‌ها و نارسایی‌های آنان، بیان‌گر رعایت حقوق‌‌شان است.

با برخورد مناسب و منطقی است که فرزند، برداشتی مثبت از خود خواهد داشت. در این‌صورت، زمینه برای احترام و اعتمادبه‌نفس در او فراهم شده و قدرت سازگاریِ بیش‌تر و مناسب‌تری را در‌پی خواهد داشت و ‌در غیر این‌صورت، اختلال رفتاری بروز کرده و زمینه برای پذیرش انواع آسیب‌ها، مساعد خواهد شد. 

شایان ذکر است که ما با داشتن جامعه‌ای جوان، امروز در دوران پرشتابی زندگی می‌کنیم. تغییرهای فزاینده‌ی فرهنگی و تأثیر عامل‌های مختلفی مانند پیشرفت تکنولوژی به‌خصوص جهش تکنولوژی ارتباطات، بهداشت روان و سلامت خانواده و جامعه را در معرض تهدید قرارداده است.

عدم برخورداری از مهارت‌های اجتماعی مناسب در اثر تربیت خانوادگی نادرست، سبب می‌شود فرد، مورد توجه هم‌سالان خود قرار‌نگیرد و او را طرد کنند. چنین افرادی ممکن است دچار افت تحصیلی شوند، احساس تعهد و مسؤولیت در آنان ضعیف شود‌ و ‌رفتارهای اجتماعی مناسبی را از خود بروز ندهند. بنابراین، عزت‌نفس‌شان پایین می‌آید و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی که آنان را احاطه کرده‌اند، می‌توانند اثرهای نامطلوبی را در آنان ظاهر سازند و ممکن است شاهد رفتارهای ناسازگارانه ازجمله انزوا، گوشه‌گیری و پرخاشگری و احساس‌های عدم موفقیت، بی‌رغبتی و نیز احساس منفی نسبت به خود در برخی از آنان باشیم.

پرواضح است که تأثیر فرهنگ، دین، جامعه، اقتصاد، مراکز آموزشی و دیگر عامل‌های تربیتی به‌عنوان عامل‌های مهم در ساخت شخصیت را باید در‌نظر گرفت ولی از طرفی، خانواده به‌عنوان اولین و مهم‌ترین محیط اجتماعی با کاربرد شیوه‌های تربیتی خاص، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

اجرای روش‌های تربیتی پدر و مادر که در افراد مختلف به‌صورت‌های متفاوت و گاه متناقض اعمال می‌شود، مسؤولیتی است که گاه بدون هیچ‌گونه مطالعه و آموزش مرتبط، پذیرفته شده و به‌عنوان یک‌هنجار اجتماعی تلقی شده و اعمال می‌شود و این، درحالی‌ست که برخی از پدران و مادران، خود آمادگی مواجهه با فشارها و استرس‌های روزمره‌ی زندگی را نداشته و مهارت‌های فن برقراری ارتباط را که اولین نیاز برای تربیت است‌، ‌نیاموخته‌اند.

به‌طور حتم، گسترش مراکز ارائه‌ی خدمات فنی‌ و کاربردی در زمینه‌ی افزایش آگاهی پدران و مادران و توسعه‌ی فرهنگ استفاده از این امکانات و نیز آموزش مهارت‌های زندگی به خانواده‌ی کودکان و نوجوانان، همراه با تقویت دیگر عامل‌های مؤثر در رشد و تربیت، می‌تواند سلامت خانواده و بالندگی آحاد جامعه را به‌همراه داشته باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 19:45 توسط احمد مقداد نوید علی |
کار و جایگاهش

چکیده

کار و تلاش رمز اصلی بقا و سرزندگی همه جوامع انسانی است.مردمی که با تکیه بر توانمندی و ذخایر خداداد ملی خویش، بر ضعف و فقر غلبه کرده‏اند، مایه خرسندی درونی و اقتدار ملی خویش را فراهم ساخته‏اند.اگرچه نمی‏توان گفت که امروز روحیه راحت‏طلبی بر عموم جوانان ما حاکم است، اما می‏توان گفت که بسیاری از نسل جوان از انجام کارهایی که مستلزم تلاش و سخت‏کوشی است، کراهت داشته و طالب رفاه و راحتی با کم‏ترین زحمت هستند.سودآوری برخی از مشاغل غیرتولیدی و دلال مآبانه نیز این روحیه را تقویت کرده است.

با نگاهی به سیره امامان شیعه علیهم السلام درمی‏یابیم که سخت‏کوشی، تلاش و پرداختن به فعالیت‏های تولیدی از برجسته‏ترین ویژگی‏های این بزرگواران است. آنان با این روش خویش، درس بزرگی و عزت نفس به شیعیانشان آموختند.این مقاله نگاهی کوتاه به جنبه کار و تلاش در زندگی امیرالمؤمنین، علی علیه السلام، دارد.

آثار سازنده کار بر روان آدمی

رهاورد روحیه کار و تلاش در یک جامعه، اقتصاد سالم آن جامعه است و بالعکس روحیه راحت‏طلبی و سستی، بیماری اقتصاد آن جامعه را سبب خواهد شد.کار، سازنده انسان و بنا به اعتقاد استاد شهید مطهری‏رحمه الله، از عوامل تربیت‏کننده اوست. (1) ارتباط انسان و کار، ارتباطی متقابل است; ضمن این‏که انسان آفریننده کار و فعالیت‏خود است، نوع کار انسان نیز سهم فراوانی در تکوین شخصیت وی دارد.وقتی ابعاد گوناگون شخصیتی همچون امیرالمؤمنین علیه السلام را مورد مداقه قرار می‏دهیم، ملاحظه می‏کنیم که ایشان در عین حال که زاهدترین فرد زمان خود است، فعال‏ترین آن‏ها نیز هست.ایشان در عین آن‏که بیش‏ترین عبادت‏ها را در پیشگاه خدای خود دارد، ثمربخش‏ترین اوقات را نیز دارد و به قول شهید مطهری، شخصیت علی شخصیتی است که جامع‏الاضداد است. «وقتی شب می‏شود و خلوت شب فرا می‏رسد، هیچ عارفی به پای او نمی‏رسد، آن روح عبادت که جذب شدن و کشیده شدن به سوی حق و پرواز به سوی خداست‏به شدت در او رخ می‏دهد...روز که می‏شود، گویی این آدم آن آدم نیست; با اصحابش که می‏نشیند، چنان چهره‏اش باز و خندان است که از جمله اوصافش این بود که همیشه قیافه‏اش باز و شکفته باشد.» (2)

مطمئنا شرایط فرهنگی و اجتماعی از جمله عوامل مؤثر بر گرایش مردم یک جامعه به سخت‏کوشی و تلاش یا تنبلی و سستی است و باید این واقعیت را بپذیریم که بنا به دلایل گوناگون، امروزه غالب جوانان ما از زحمت و سخت‏کوشی گریخته و راحت‏طلب و آسان‏خواه شده‏اند.آیا ماشینیزم آن‏ها را چنین بار آورده است؟ آیا رفتار والدین که خود سختی زمانه را کشیده و علاقه‏مند نبوده‏اند فرزندانشان نیز طعم سختی را بچشند و با تلاش خویش همه شرایط رفاه را برای فرزندانشان فراهم ساختند آن‏ها را چنین ساخته است؟ و یا مشاهده ثروت‏های بادآورده، که نزد برخی آدم‏های زرنگ بدون کم‏ترین زحمتی جمع شده، این روحیه را به آن‏ها تلقین کرده است؟ علت هر چه هست، وجود روحیه راحت‏طلبی را در بیش‏تر جوانان نمی‏توان منکر شد، همچنین آفت‏بودن آن را.بی‏شک وجود روح راحت‏طلبی در یک جامعه آفت است; آفتی که باید علل و راه‏های مقابله با آن را شناخت.

پیش از آن‏که به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام در زمینه کار و تلاش اشاره شود، ابتدا نکاتی درباره نقش سازنده کار و تاثیر آن بر روان آدمی ذکر می‏گردد:

در اسلام، انسانی که صاحب حرفه است و از دست‏رنج‏خود، مخارج خانواده‏اش را تامین می‏کند، جایگاه رفیعی دارد; چه جایگاهی بالاتر از محبوبیت نزد پروردگار: «ان الله یحب المحترف الامین‏» (3) و بالعکس آن‏که توان کارکردن دارد و مخارج خود را بر دیگری تحمیل می‏کند ملعون خوانده شده است: «ملعون من القی کله علی‏الناس.» (4)

انسان با اشتغال به یک حرفه، خود را در معرض آزمون قرار می‏دهد; آزمونی که استعدادها و توانمندی‏های وی را باز می‏شناساند.قطعا انسان تا به میدان عمل و کار پا نگذارد، حتی خودش هم نمی‏تواند استعدادهای خود را شناسایی کند.

بی‏کاری موجب آزادی یکی از نیروهای انسان به نام «قوه تخیل‏» می‏گردد.امام علی علیه السلام می‏فرماید: اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می‏کند. (5) یکی از زمینه‏های ارتکاب گناه در انسان بی‏کاری است.همچنین چون جسم و روح انسان دایم از طبیعت نیرو می‏گیرند، باید این نیرو را مصرف نمایند. کار بهترین راه مصرف صحیح این نیروست.امروزه هیچ‏کس منکر ارتباط بی‏کاری جوانان با گرایش آن‏ها به منکرات نیست.

در اخلاق اسلامی، رقت‏قلب یک فضیلت و قساوت قلب یک رذیلت است.بی‏کاری موجب قساوت قلب انسان می‏شود.در حین انجام کار است که انسان می‏تواند طعم شیرین موفقیت را بچشد.موفقیت عامل بزرگ امیدبخش و پیش برنده، تنها هنگامی نصیب انسان می‏شود که خود را در معرض انجام مسؤولیتی قرار دهد.شادی عمیق، که همان احساس رضایت‏مندی درونی است، وقتی نصیب انسان می‏شود که در انجام کار خود توفیق یابد.وقتی انسان عهده‏دار انجام کاری نباشد، چگونه موفقیت و در پی آن، شادی برایش حاصل خواهد شد؟

علی علیه السلام و کار

به راستی، حد تعادل بهره‏مندی از دنیا و توجه به آخرت چیست؟ چگونه می‏توان به توصیه آیه شریفه «وابتغ فیما آتیک‏الله الدارآلآخرة ولا تنس نصیبک من الدنیا» (قصص: 77) نایل شد و بین دنیا و آخرت را جمع نمود؟ سیره علی علیه السلام به گویاترین شکل این معنا را بیان می‏کند.امام علیه السلام در کلامی رهگشا به همه کسانی که دغدغه بهره‏مندی مناسب، در عین اصالت دادن به آخرت را دارند، راه می‏نمایند: «للمؤمن ثلاث ساعات: فساعة یناجی فیها ربه و ساعة یرم معاشه و ساعة یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل.و لیس للعاقل ان یکون شاخصا الا فی ثلاث: مرمة لمعاش او خطوة فی معاد او لذة فی غیر محرم‏» ; (6) مؤمن باید شبانه‏روز خود را سه قسم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگارش و زمانی برای تامین هزینه زندگی‏اش و زمانی برای داشتن لذت‏های مطبوع، حلال و زیبا.خردمند را نشاید جز آن‏که در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تامین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت یا به دست آوردن لذت‏های حلال.

از آن‏جا که برای وصول به جایگاهی امن و مطمئن در آخرت، انسان چاره‏ای جز عبور همراه با سلامت و تعادل از دنیا ندارد، توجه به برخورد پیشوایان معصوم علیهم السلام با دنیا و نحوه معیشت آن‏ها لازم می‏نماید.در میان سخنان و کارهایی که علی علیه السلام به آن اشتغال داشتند، کشاورزی جایگاه خاصی دارد.بررسی زندگی امام نشان می‏دهد که حضرت در دوران 25 ساله فاصله از امور حکومتی، بیش‏تر وقتشان به باغ‏داری و کشاورزی و کارهایی مربوط به آن نظیر حفر چاه و قنات می‏گذشت. امام علیه السلام ضمن آن‏که خود یک کشاورز پرتلاش موفق بودند، احترام خاصی برای کشاورزان و زمین قایل بودند، که برخی روایات مربوط به آن در ذیل ذکر می‏شود:

«ان معایش الخلق خمسة: الامارة و العمارة و التجارة و الاجارة و الصدقات....و اما وجه العمارة فقوله تعالی: "هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها" فاعلمنا - سبحانه - انه قد امرهم بالعمارة لیکون ذلک سببا لمعایشهم بما یخرج من‏الارض من الحب و الثمرات و ما شاکل ذلک مما جعله‏الله معایش للخلق‏» ; (7) راه‏هایی که مردم به کسب درآمد می‏پردازند پنج تاست: امور دولتی، آبادانی و کشاورزی، تجارت، اجاره و صدقات...اما کشاورزی، خداوند متعال فرموده: اوست که شما را پدید آورد و به عمران و آبادی دعوت کرد.خدای متعال بدان‏رو انسان‏ها را به عمران و آبادانی زمین دعوت کرده تا از بهترین راه - که کشاورزی است - و محصولات آن از قبیل غلات و حبوبات و میوه‏ها تامین معاش نمایند.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که «کان امیرالمؤمنین یکتب و یوصی بفلاحین خیرا» ; (8) امیرالمؤمنین علیه السلام همیشه به عمال و کارمندانشان سفارش کشاورزان را می‏نمودند.درباره ارزش زمین امام علیه السلام می‏فرمایند: «فانکم مسؤولون حتی عن‏البقاع و البهائم; (9) شما، حتی در مورد زمین‏ها و چهارپایان، مسؤولید.»

سخن دیگری از امام صادق علیه السلام گویای همت‏بلند و سخت‏کوشی جد بزرگوارشان، علی علیه السلام است: «پیامبراکرم صلی الله علیه وآله زمینی را از انفال به علی علیه السلام دادند و حضرت در آن زمین قناتی حفر نمودند که آب آن مانند گلوی شتر فواره می‏زد.امام علیه السلام آن آب را «ینبوع‏» نامیدند.آن آب آن‏قدر زیاد بود که موجب خوش‏حالی مردم آن ناحیه شد و هنگامی که یکی از آن مردم به امام علیه السلام تبریک گفت، فرمودند: این آب وقف حجاج و کسانی است که از آن‏جا عبور می‏کنند; کسی نمی‏تواند آن را بفروشد و به فرزندانم نیز به ارث نمی‏رسد.» (10)

در زمان عمر، وقتی وی از داوری بین دو زن درمانده شد، در جست‏وجوی امام علیه السلام برآمد تا در قضاوت یاریش نمایند.امام علیه السلام را در باغی یافت، در حالی‏که مشغول کار بودند.وقتی با امام روبه‏رو شد، امام علیه السلام مشغول خواندن این آیه بودند: «ایحسب الانسان ان یترک سدی‏» (القیامه: 36) ; آیا انسان می‏پندارد به حال خود رها می‏شود. (11)

اراده و همت امام چنان قوی بود که اگر اراده می‏نمود از توده‏ای هسته خرما، نخلستانی انبوه فراهم می‏ساخت.روزی یکی از یاران حضرت با مشاهده انبوه هسته‏های خرما نزد ایشان پرسید: این‏ها را برای چه می‏خواهید؟ امام فرمودند: به اذن خدا، این‏ها تبدیل به درخت‏خرما خواهد شد و چنین شد: امام علیه السلام نخلستانی پدید آوردند با انبوهی از درختان. (12)

فعالیت و تلاش امام علیه السلام چنان بود که می‏توانستند درآمد فراوانی عاید خود نمایند.زمانی که طلحه و زبیر برای کاستن از مقام حضرت در میان مردم گفتند که حضرت مالی ندارد، امام علیه السلام به عاملان خود فرمودند: آنچه از محصول زمین‏های کشاورزی برداشت‏شده است‏به فروش برسانند.وقتی با فروش میوه‏ها و غلات صدهزار درهم فراهم شد، امام دستور احضار طلحه و زبیر را دادند و خطاب به آن‏ها فرمودند: این پول، سرمایه‏ای است که با دست‏رنج‏خود جمع کرده‏ام (نه مانند سرمایه شما که حقتان نیست و به بیت‏المال تعلق دارد.) (13)

روح احیا و تولید در سیره امام علیه السلام و خانواده ایشان کاملا نمایان است.از ابن‏عباس نقل شده است: در زمان جنگ جمل، هنگامی که در منطقه «ذی‏قار» برای جمع‏آوری نیرو اردو زده بودیم، یک روز به خیمه امام رفتم، دیدم که حضرت مشغول دوختن کفش خویش است.سلام کردم، امام علیه السلام جواب دادند، پرسیدند: ابن‏عباس، این نعلین وصله‏خورده چه‏قدر می‏ارزد؟ گفتم: ارزشی ندارد.امام علیه السلام فرمودند: «حکومت‏بر شما نزد من از این نعلین بی‏ارزش‏تر است، مگر آن‏که حقی را برپا سازم یا باطلی را از میان بردارم.» (14) امام علیه السلام در چند مورد، با اشاره به لباس خویش فرموده‏اند: «لباسی که بر تن من می‏بینید، توسط اهل خانه‏ام تهیه شده است.» (15)

موارد مصرف درآمد توسط علی علیه السلام

اگرچه روحیه سخت‏کوشی روحیه‏ای مثبت است، اما اگر تلاش آدمی صرفا برای انباشت ثروت و بهره‏مندی از انواع لذایذ مادی باشد، قابل ستایش نیست.در این صورت، این تلاش، فعلی طبیعی است که هیچ مدحی به آن تعلق نمی‏گیرد.کار انسان وقتی در خور ستایش است که در کنار نیازهای خود، به نیاز انسان‏های محروم نیز توجه کند و در جهت رفع محرومیت از آن‏ها قدمی بردارد.از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «حضرت علی علیه السلام با بیل زدن زمین را آباد ساخت و با درآمد خود هزار برده آزاد نمود.» (16)

درآمد محصول زراعی امام علیه السلام را چهل هزار دینار ذکر کرده‏اند که حضرت آن را به نیازمندان می‏بخشید. (17) سخاوت و بخشندگی امام چنان بود که حتی معاویه، دشمن ایشان، هم به آن اعتراف نمود.کودکان بی‏سرپرست، گروهی بودند که امام علیه السلام به تامین نیازهای مالی و روحی ایشان اهتمام خاصی داشتند.شخصی به نام ابوالطفیل نقل نمود: «علی را دیدم که یتیمان را فراخوانده بود و با عسل آن‏ها را پذیرایی می‏نمود، به گونه‏ای که بعضی از صحابه با دیدن این منظره گفتند: ای کاش ما هم یتیم بودیم.» (18)

امام باغ‏ها و نخلستان‏هایی را که ایجاد کرده بودند، وقف استفاده نیازمندان نمودند.این باغ‏ها متعدد و در مناطق متنوعی بودند، همچون منطقه خیبر، ابی‏نیزر، بغیبغه، ارباحاو... (19) همچنین چاه‏هایی را که امام حفر و وقف نمودند، بیش از یکصد حلقه ذکر کرده‏اند.

بررسی سیره امام علیه السلام این نکته را بازگو می‏کند که توانمندی مالی نه تنها برای مسلمانان عیب نیست، که یک امتیاز هم هست; از آن‏رو که توان مالی همراه با تقوا ضمن بی‏نیاز ساختن انسان از دیگران، می‏تواند گره‏گشای مشکلات محرومان واقعی باشد.

در کلامی منظوم، علی علیه السلام، ابرمرد عرصه زهد و سازندگی، درباره کار و عزت نفس چنین سروده‏اند:

لنقل الصخر من قلل الجبال احب الی من منن الرجال یقول الناس لی فی الکسب عار فان العار فی ذل السؤال; (20) برای من سنگ‏کشی از قله‏های کوه آسان‏تر است از این‏که منت دیگران به دوش بکشم.به من می‏گویند در کسب و کار ننگ است، ولی من می‏گویم: ننگ این است که انسان از دیگران درخواست کند.

در رباعی دیگری، امام علیه السلام می‏فرمایند:

کد کد العبد ان احببت ان تصبح حرا واقطع الآمال من بنی آدم طرا لاتقل ذا مکسب یزری فقصد الناس ازری انت ما استغنیت عن غیرک اعلی الناس قدرا; (21)

اگر می‏خواهی آزاد زندگی کنی، مثل برده زحمت‏بکش و آرزویت را از مال هرکس که باشد، قطع کن.نگو این کار مرا پست می‏کند; زیرا از مردم خواستن از هر چیز بیش‏تر ذلت می‏آورد.وقتی که از دیگران بی‏نیاز باشی، از همه مردم بلند قدرتر هستی.

تلاش و کارسازنده امام علیه السلام زمینه بی‏نیازی فرزندانشان را نیز فراهم ساخت.ایشان ضمن وصایایی که در مورد چگونگی استفاده از اموالشان به فرزندانشان دارند، بر حفظ اصل سرمایه و اموالشان تاکید خاص دارند; و این نکته قابل توجهی است:

«این دستوری است که بنده خدا، علی‏ابن‏ابی‏طالب، امیرمؤمنان، نسبت‏به اموال شخصی خود که برای خشنودی خدا داده است، تا خداوند با آن به بهشتش درآورد و آسوده‏اش گرداند.

همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم، حسن‏بن‏علی، است; آن‏گونه که رواست از آن مصرف نماید و از آن انفاق کند.اگر برای حسن حادثه‏ای رخ داد و حسین زنده بود، سرپرستی آن را پس از برادرش، به عهده گیرد و کار او را تداوم بخشد.پسران فاطمه‏علیها السلام از این اموال به همان مقدار سهم دارند که دیگر پسران علی خواهند داشت.من سرپرستی اموالم را به پسران فاطمه‏علیها السلام واگذاردم تا خشنودی خدا و نزدیک شدن به رسول‏الله صلی الله علیه وآله و بزرگداشت‏حرمت او و احترام پیوند خویشاوندی پیامبر صلی الله علیه وآله را فراهم آورم.و با کسی که این اموال در دست اوست، شرط می‏کنم که اصل مال را حفظ نموده، تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند و هرگز نهال‏های درخت‏خرما را نفروشند تا همه این سرزمین یکپارچه در زیر درختان خرما به گونه‏ای قرار گیرد که راه رفتن در آن دشوار باشد.» (22)

به راستی، امروز جوانان ما به کار و فعالیت چگونه می‏نگرند؟ مسلما بر مسؤولان جامعه ما لازم است که راه‏های تشویق هرچه بیش‏تر نسل جوان را به کار و عالیت‏شناخته، با جدیت آن را هموار سازند.فراموش نکنیم این گفته استاد شهید مطهری‏رحمه الله را:

«خوشا به حال اجتماعی که سیستم اجتماعی‏اش به شکلی باشد که راه درآمد منحصر باشد به فعالیت، و آثار فعالیت فرد هم مخصوص خودش باشد! بدا به حال اجتماعی که کار در آن اجتماع صرف نمی‏کند، اما بورس‏بازی و کارهای غیرتولیدی و کارهای انحرافی در آن صرف بکند و بالآخره، فعالیت مفید و سالم راه درآمد نباشد!» (23)

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 19:35 توسط احمد مقداد نوید علی |
جايگاه و اهميت كسب و كار حلا‌ل

در آيين اسلا‌م، درآمدهاي مشروع و كسب و كار و اموال حلا‌ل، جايگاه ويژه اي داشته و قرآن مجيد آن را مايه قوام و هستي شخص و جامعه و مايه زينت و آرامش در زندگي اين دنيا مي خواند؛ آنجا كه مي فرمايد: <ولا‌توتواالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...> و در جاي ديگري مي فرمايد: <المال و البنون زينه الحياه الدنيا....> قرآن افراد متمكن را كه از طريق مشروع اموالي به دست آورده اند، افراد خوب معرفي مي كند و اساسا داشتن مال و تمكن مادي را نوعي امداد الهي به حساب آورده و عنايت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بيان مي كند. ‌
رسول خدا (ص) مردانگي را در اين دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادي اش را بهبود ببخشد و امام صادق (ع) فرموده اند: <شايسته نيست كسي از تلا‌ش مالي و مادي باز ايستد كه در سايه آن مي تواند آبرويش را حفظ كند و قرض هايش را بپردازد و به بستگانش كمك كند.> ‌
با توجه به آيات و رواياتي كه در زمينه كسب و درآمد حلا‌ل و مشروع آمده است، مي توان چنين بيان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد در كسب و تحصيل آن تلا‌ش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادي ياري رساند. نظام اقتصادي اسلا‌م هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند، استفاده عاقلا‌نه از منابع طبيعي و امكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش، مورد تاكيد قرار داده است. الگوي مصرف در اسلا‌م علا‌وه بر مخالفت با <اسراف> با پديده ناشايست <تجمل گرايي> نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است. ‌
انسان نيازهايي دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها مي پردازد و براي رسيدن به مقصود خود، در سايه فكر و تدبير، روش هاي متعددي را به كار مي گيرد. از ديدگاه قرآن، انسان موجود نيازمندي است كه خداوند براي رفع نيازهايش زمين را براي او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختيار وي قرار داده تا مصرف كند. قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بيان مضرات آن و دعوت به اعتدال و ميانه روي در تمام امور زندگي، در حقيقت بهترين الگوي مصرف را براي زندگي سعادتمندانه به آدميان ارائه مي دهد. ‌
قرآن در آيات متعددي به بحث اسراف پرداخته و جنبه هاي مختلف اين امر مذموم را بررسي كرده است. آياتي كه اعلا‌م مي دارد خداوند اسراف و مسرفين را دوست ندارد، بيانگر اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلا‌قي و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد. امام صادق (ع) در اين باره فرمودند:<دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود، يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزي عنايت كند. خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم؟> امام عسگري (ع) نيز در نامه اي كه براي يكي از شيعيان فرستادند، او را به توانگري بشارت داده و توصيه فرمودند: <بر تو باد به ميانه روي و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.> ‌

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 19:23 توسط احمد مقداد نوید علی |
اهمیت کارو کارگر در اسلام
در دین مبین اسلام کار وکارگر اهمیت ویژه ای دارد ، و درقرآن و روایات و احادیث نیزبه مطالب مهمی اشاره شده وذکرآن نشان از توجه اسلام به مساله کار و قشر شریف و زحمتکش کارگر را دارد. درجوامع امروزی سازمانها و نهادهای مختلفی با تصویب کنوانسیون ها و قوانین مختلف سعی در حمایت ازکار و کارگر داشته اند،غافل از اینکه در چندین قرن پیش، پیامبر اکرم “ص” و ائمه اطهار”علیهم السلام” درسخنان خود به این موارد اشاره کرده بودند.

اهمیت کار:

درتاریخ نقل شده که پیامبر اکرم “ص” وائمه اطهار “ علیهم السلام ” برای امرار معاش زندگی خود به اموری مانند کشاورزی ،باغبانی، شبانی و… مشغول بوده اند واز اینکه به این کارها بپردازند هیچ ابائی نداشته اند. این مورد در مورد برخی از پیامبران الهی همچون حضرت نوح . حضرت عیسی و…. نیزصادق است.

هنگامی که قریشیان و یهودیان مدینه برای هجوم به مدینه همدست شده بودند،پیامبر به پیشنهاد سلمان فارسی دستور کندن خندقی را در اطراف شهر داد و خود نیز به کارپرداخت وخاک ها را در جای دیگر می ریخت. در زمان ساختن مسجد مدینه ، نیز خود خشت ها را حمل می کرد.

حضرت دراین باره می فرمود: هرگز کسی غذائی بهتر از دسترنج خود نخورد. در جای دیگری نیزفرمود :بیکاری سنگدلی می آورد.

کیفیت کار:

حضرت محمد”ص” در باره انجام کار به نحو شایسته و نیکو می فرمود:

هرگاه یکی از شما کاری انجام می دهد،آن را محکم و استوار انجام دهد.

درجای دیگری نیزفرمود:

بهترین مردمان کسی است که {هنگام انجام کاری}همه کوشش خود را بکار گیرد.

چند سفارش در مورد کارگران:

در مورد کارگران نیز پیامبر اکرم “ص” نکات ارزشمندی را همیشه سفارش میکردند. حضرت به کارگیری مزد بگیران{کارگران}را پیش از آگاه کردن آنان از دستمزد آنها ممنوع اعلام کرده بود.(همان چیزی که امروزه به عنوان قرارداد نام گرفته ) و از سوی دیگر،میفرمود: پیش از خشک شدن عرق آنها، دستمزدشان را بدهید.

حضرت هماره نسبت به پرداخت حقوق کارگران تاکید داشت و میفرمود: کسی که در دستمزد به مزد بگیری {کارگری}ستم کند،پروردگار کارهای نیک او را نابود میکند وبوی بهشت را براو حرام میسازد. بوی خوشی که از فاصله پانصد ساله به مشام میرسد.

با وجود چنین سخنان وبیانات گهرباری بود که آن پیر فرزانه ، حضرت امام خمینی “ره” فرمودند:

” در مکتبی که پیغمبرش دست کارگر را میبوسد نیازی به مکاتب شرق و غرب ندارد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 19:16 توسط احمد مقداد نوید علی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا